دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 30697
تعداد نوشته ها : 114
تعداد نظرات : 2
Rss
طراح قالب
حمید رضا علیخانی

روانشناس کودک خوب :

 

یک روانشناس کودک باید ظرفیت ارتباطی با درمانگر خود را داشته باشد . این ظرفیت ارتباطی شامل مولفه هایی چون تقویت اعتماد و بهبودی در کودک است . او باید با شناختن بسیاری از مسائلی مثل: اوتیسم کودکان ، بیش فعالی ، سوءاستفاده ، تروما ، اختلالات روانی ، ناتوانی در یادگیری ، نیازهای خاص و رفتارهایی مثل : قلدری و لجبازی ، پرخاشگری و غیر در مواجهه با کودک اشراف داشته باشد .

روانشناس کودک اهمیت خود را از کودک می گیرد و موضوع کودک و مسائل مربوط به او همیشه مورد توجه بوده است. در دوران کودکی، شخصیت اصلی افراد شکل می گیرد بنابراین مهم ترین و تاثیر گذار ترین دوره زندگی، دوره کودکی است در این دوره فقط مراقبت و نگهداری های جسمی از کودک کافی نیست. کودک نیاز به مراقبت های روحی نیز دارد ، او باید از لحاظ عاطفی، شخصیتی و هوشی نیز تقویت شود.

 ویژگی های یک روانشناس خوب :

اشتیاق برای مراقبت و درمان:

برای یک روانشناس خوب بودن ، شور واشتیاق واقعی برای مراقبت ازکودکان و نیازهای آنها است . انسانهای بالغ و مهربان بیشتر قادر به ارتباط گرفتن و بازی کودکان هستند این کمک به لذت بردن از درمان و پروسه درمان لازمه یک مشاور کودکان است .

امانت داری:

یک مشاور و روانشناس کودک باید یک توانایی ذاتی برای بدست اوردن اعتماد کودک و خانواده او را داشته باشد . به طوری که با او احساس راحتی بکنند و مسائل شخصی و احساسی خود را بدون هیچ کم و کاستی و یا احتیاط و خجالتی با او در میان بگذارند .

یک روانشناس خوب همیشه باید حریم خصوصی درمانگر و خانواده اش را حفظ کند و آن را موضوع گفتگوی خود با همکاران خود نکند.

تخصص روانشناس کودک:

یک روانشناس کودک باید دارای مهارت و تخصص در مسایلی باشد که کودک با آن مواجه می شود تا بتواند موثر تر با او برخورد کند . به عنوان مثال یک کودک ناتوان در یادگیری مستلزم مشاوره گرفتن از یک روانشناس مدرسه متخصص در تکنیک های کمک به کودکان در کلاس درس است . مهارت های تخصصی برای ارتباط به این معناست که روانشناس بداند در هنگام مشاهده کودکی که مساله ای برای او پیش آمده است چگونه سوالات درست را از او بپرسد و چگونه داده های منتج از پاسخهای کودک را تجزیه و تحلیل کند .

شبکه ارتباطی قوی:

یک مشاور باید بتواند علاوه بر کودک با شبکه وسیعی از کسانی که در حمایت از کودک موثرند ، ارتباط برقرار کند . مثلا گاهی پیش می آید که مشاور باید با معلمان مدرسه کودک ، پزشک او و پدر و مادرش و سایرینی که به نحوی در کمک به درمان موفق کودک ، موثر باشند ، ارتباط برقرار کند .

در کنار همه این گزینه ها ، صبر ، همدلی و شنونده خوب بودن اصلی ترین ویژگی یک مشاور و روانشناس خوب است .

برای کمک و راهنمایی به کودکان خود میتوانید از متخصصان روانشناس که در زمینه کودک فعالیت دارن راهنمایی بگیرید ولی درصورت عدم دسترسی متخصصان میتوانید از مشاوران تلفنی و آنلاین استفاده کنید و مشکلات و مسائل کودک خود با اطمینان مطرح کنید .

روانشناس کودک خوب :

 

یک روانشناس کودک باید ظرفیت ارتباطی با درمانگر خود را داشته باشد . این ظرفیت ارتباطی شامل مولفه هایی چون تقویت اعتماد و بهبودی در کودک است . او باید با شناختن بسیاری از مسائلی مثل: اوتیسم کودکان ، بیش فعالی ، سوءاستفاده ، تروما ، اختلالات روانی ، ناتوانی در یادگیری ، نیازهای خاص و رفتارهایی مثل : قلدری و لجبازی ، پرخاشگری و غیر در مواجهه با کودک اشراف داشته باشد .

روانشناس کودک اهمیت خود را از کودک می گیرد و موضوع کودک و مسائل مربوط به او همیشه مورد توجه بوده است. در دوران کودکی، شخصیت اصلی افراد شکل می گیرد بنابراین مهم ترین و تاثیر گذار ترین دوره زندگی، دوره کودکی است در این دوره فقط مراقبت و نگهداری های جسمی از کودک کافی نیست. کودک نیاز به مراقبت های روحی نیز دارد ، او باید از لحاظ عاطفی، شخصیتی و هوشی نیز تقویت شود.

 ویژگی های یک روانشناس خوب :

اشتیاق برای مراقبت و درمان:

برای یک روانشناس خوب بودن ، شور واشتیاق واقعی برای مراقبت ازکودکان و نیازهای آنها است . انسانهای بالغ و مهربان بیشتر قادر به ارتباط گرفتن و بازی کودکان هستند این کمک به لذت بردن از درمان و پروسه درمان لازمه یک مشاور کودکان است .

امانت داری:

یک مشاور و روانشناس کودک باید یک توانایی ذاتی برای بدست اوردن اعتماد کودک و خانواده او را داشته باشد . به طوری که با او احساس راحتی بکنند و مسائل شخصی و احساسی خود را بدون هیچ کم و کاستی و یا احتیاط و خجالتی با او در میان بگذارند .

یک روانشناس خوب همیشه باید حریم خصوصی درمانگر و خانواده اش را حفظ کند و آن را موضوع گفتگوی خود با همکاران خود نکند.

تخصص روانشناس کودک:

یک روانشناس کودک باید دارای مهارت و تخصص در مسایلی باشد که کودک با آن مواجه می شود تا بتواند موثر تر با او برخورد کند . به عنوان مثال یک کودک ناتوان در یادگیری مستلزم مشاوره گرفتن از یک روانشناس مدرسه متخصص در تکنیک های کمک به کودکان در کلاس درس است . مهارت های تخصصی برای ارتباط به این معناست که روانشناس بداند در هنگام مشاهده کودکی که مساله ای برای او پیش آمده است چگونه سوالات درست را از او بپرسد و چگونه داده های منتج از پاسخهای کودک را تجزیه و تحلیل کند .

شبکه ارتباطی قوی:

یک مشاور باید بتواند علاوه بر کودک با شبکه وسیعی از کسانی که در حمایت از کودک موثرند ، ارتباط برقرار کند . مثلا گاهی پیش می آید که مشاور باید با معلمان مدرسه کودک ، پزشک او و پدر و مادرش و سایرینی که به نحوی در کمک به درمان موفق کودک ، موثر باشند ، ارتباط برقرار کند .

در کنار همه این گزینه ها ، صبر ، همدلی و شنونده خوب بودن اصلی ترین ویژگی یک مشاور و روانشناس خوب است .

برای کمک و راهنمایی به کودکان خود میتوانید از متخصصان روانشناس که در زمینه کودک فعالیت دارن راهنمایی بگیرید ولی درصورت عدم دسترسی متخصصان میتوانید از مشاوران تلفنی و آنلاین استفاده کنید و مشکلات و مسائل کودک خود با اطمینان مطرح کنید .

کودکان باهوش:

 

هوش بطورکلی معنایی کاملا انتزاعی است . به این معنی که نمی توانیم مجموعه ای محسوس و عینی را برای تعریف ان نام ببریم . بطور ساده تر هوش مجموعه ای از فراینده هاست که در شدت و ضعف برخی رفتارهای فرد نمایان میشود که این رفتار منجر به فعالیتی هدفمند و سازگار با محیط میگردد . به بیان دیگر هوش نوعی توانایی و قابلیت است که باعث میشود فرد بصورت منطقی فکر کند و اعمالی که بدنبال این اندیشیدن انجام میدهد هدفدار و منطق با محیط است .   

استدلال کردن و اموختن معلومات و پردازش مفاهیم میتواند از دایره ی هوش مفهوم ان باشد.

در مورد تعریف مفهوم هوش، روان‌شناسان به دو گروه تقسیم شده‌اند: گروه اول بر این اعتقادند که هوش، از یک استعداد کلی و واحد تشکیل می‌شود، اما گروه دوم معتقدند انواع مختلف هوش وجود دارد. آنچه تعریف دقیق از هوش را دچار مناقشه می‌کند آن است که هوش یک مفهوم انتزاعی است و در واقع هیچ‌گونه پایه محسوس، عینی و فیزیکی ندارد. هوش، یک برچسب کلی برای گروهی از فرآیندهاست که از رفتارها و پاسخ‌های آشکار افراد استنباط می‌شود .

دیوید وکسلر، از معروف‌ترین کسانی است که تعریف نافذی از هوش ارائه نموده است. از نظر وی، هوش عبارت است از توانایی کلی و جامع در فرد که باعث تفکر منطقی، فعالیت هدفمند و سازگاری با محیط می‌شود. در نظر وی، هوش یک توانایی جامع است..

از عواملی که در هوش کودک تایثر دارد میتوان گفت:

-تغذیه کودک

-خواب کافی کودک

-اختصاص دادن وقتی برای مطالعه

-نواختن موسیقی و اموزش ان به کودک

-اموزش مهارتهای اجتماعی

نقش والدین در تقویت هوش کودکان:

نقش والدین در تربیت فرزندان شایسته در اینجا نمایانگر می شود بدین ترتیب که والدینی که می بینند کودکشان این توانایی را دارد که مانند آن ها صحبت کند و یا مسائل دیگر ؛ باید بتوانند که این قابلیت و توانایی را در مسیر مشخص برای کودک رهبری کنند ، تا کودک بتواند در حوزه هایی که برای او سودمند و ثمر بخش است اطلاعات خود را افزایش دهد . در واقع والدین با این جهت دهی ضمن اینکه درس ادب و نزاکت را به کودک خود می آموزند در نهایت کودک موفق و باهوش نیزخواهند داشت . همچنین میتوانید برای راهنمایی و دریافت اطلاعات برای پیشرفت و  کمک به کودکتان با متخصصان روانشناسی و یا در صورت عدم دسترسی به مراکز میتوانید با تماس به مشاوران تلفنی و انلاین اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت کنید .

دسته ها :
دوشنبه هشتم 8 1396

کودک با ادب یا کمرو ؟

 

همه پدر و مادر ها می خواهند کودکانی مودب داشته باشند که به آن ها افتخار کنند و ببالند اما مسئله پرورش و تربیت فرزندان مسئله مهم و در عین حال سختی است آن هم با وجود رسانه های جمعی و شبکه های مجازی بی انتها که روزانه میلیونها اطلاعات و عبارات و فرهنگهای مختلف را وارد خانه های ما و ذهن فرزندانمان میکند . برخی پدر و مادر ها ترجیح می دهند که کودکی کم رو داشته باشند تا کودک پرخاشگر .

. در این مورد که کودک با ادب داشته باشیم یا کودک کم رو با شما سخن خواهیم گفت

تربیت کودک مودب و آموزش مهارت ها به او:

صحبت کردن با کودک

مطمئنا با والدینی روبرو شده اید که مرتبا به کودکان خود گوشزد می کنند که ” شلوغ نکن ” ، “گریه نکن ” و عباراتی ازاین دست...

علم روانشناسی ثابت کرده که نباید به کودکان بگوییم چه کار نکن بلکه باید بگوییم چه کار بکن مثلا از آنها بخواهیم در مواجه با بزرگترها طوری رفتار کنند که بزرگتر از او تعریف کند و در قبال کاری که دیگران برای آنها انجام میدهند تشکر کنند  و به آنها یاد بدهیم به روحیات دیگران احترام بگذارند نه اینکه سعی شان فقط خوشحال کردن دیگران باشد بلکه در صورت برخورد با فرد ناراحت در برطرف کردن مشکل او بکوشند . به عبارتی روابط اجتماعی کودک را تقویت کنیم .

 یک ترفند که برای پرورش این خصلت در شخصیت کودکان میتوان از آن استفاده کرد این است که با استفاده از عکس چهره ها حالات مختلف را به کودک بیاموزیم .

مودبانه صحبت کردن با کودکان:

گاهی پیش می اید که پدر و مادرها برای خرید به فروشگاه می روند یا در یک مهمانی خانوادگی شرکت میکنند و کودک شروع به حرفهای بی ادبانه میکنند یا بیقراری و گریه میکند . در این موارد باید کودک را واقع بین سازیم . به این صورت که او را به بیرون از فروشگاه یا محل مهمانی ببریم ، برای او داستان یا مطلبی از کتاب یا گوشی همراه خود بخوانیم بعد از او بپرسیم : حالا آرام شدی ؟ سپس به محل خرید یا مهمانی بازگردیم . این  کار به کودک این بینش را میدهد که گریه کردن او والدین را از هدفشان به عقب نمیکشاند . این را یادمان باشد که همانگونه که والدین در خانه با هم صحبت و برخورد میکنند کودکانشان نیز به همان صورت رفتار خواهند کرد . کودکان از همان بدو تولد و یا حتی زمانی که در شکم مادرهستند میشنوند و یاد میگیرند ، پس باید از همان ابتدا مودبانه صحبت کردن در کودکان را در آن ها نهادینه کنیم .

چگونه به کودکان کمرو خود کمک کنیم :

والدین نباید کمرو بودن فرزندان خود را نشانه ادب و متانت او قلمداد کنند اگر والدین خجالتی و کمرویی فرزند خود راشناسایی نکنند ممکن است باعث از بین رفتن استعدادهای بالقوه ی کودک شود . همچنین وقتی میدانند فرزندشان کمی خجالتی و کمرو است به او بر چسب خجالتی نزنند بلکه دلیل این واکنش را از او جویا شوند و علت را شناسایی کنند و در صدد برطرف کردن کردن این مشکل برآیند.

مثلا : در یک جمع وقتی می بینید فرزندتان اعتماد به نفس کافی برای ارتباط با دیگران را ندارد ، نباید بگویید ” فرزند ما خجالتیه” یا در صورت گفتن این عبارت با گفتن اینکه “اما یه نقاش با استعداده ” جبران کنید و اینگونه اعتماد به نفس کودک را تقویت کرده و با فرزندان همدلی کنید ، وقتی می بینید از حضور در جمع یا در میان دوستان دوری می کند به او بگویید من هم احساس تو را داشتم و  فکر میکردم همه فقط مرا تماشا می کنند با این کار او احساس تنهایی نمی کند و خود سعی میکند که راهی برای این مشکل بیابد .

در واقع شما میتوانید با رفتارتان به کودک بیاموزید که چگونه کودک شاد و سرزنده باشد . الگوپذیری کودکان از والدین بطور کلی می تواند شخصیت آنها را در زمینه های مختلف شکل دهد . شما با رفتار و برخوردتان تا حد زیادی تاثیرگذار خواهید بود . برای دریافت مشاوره کودک و نوجوان درمورد اینکه کودک باادب داشته باشیم نه کم رو می توانیم از متخصصان روانشناسی کودک و نوجوان یا مشاوران تلفنی و آنلاین راهنمایی بگیرید .

 

دسته ها :
يکشنبه هفتم 8 1396

ترک تحصیل نوجوانان

 

در دنیا نظام های آموزشی متفاوتی وجود دارد که هر کدام می توانند نتایج مختلفی در روند تحصیلی نوجوانان داشته باشند. به طور مثال نظام های آموزشی دانش آموز محور با نظام های آموزشی معلم محور همچون نظام آموزشی ایران تفاوت های زیادی در عملکرد و نتیجه خواهد داشت. در حال حاضر در جامعه شاهد ترک تحصیل نوجوانان به صورت شایعی هستیم و یا در صورت ادامه تحصیل ، بی رغبتی و عدم علاقه به تحصیل مخصوصاً در نوجوانان پسر می بینیم.

دلایل ترک تحصیل نوجوانان :

ترک تحصیل برای نوجوانان می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. افسردگی که خود یکی از اختلالات سلامت روان می باشد و خود نیز دلایل متفاوتی دارد یکی از دلایل عمده ترک تحصیل نوجوانان است. افسردگی می تواند به علت هدف نداشتن نوجوان ، عدم آموزش و هدایت تحصیلی صحیح ، عدم وجود اشتیاق برای ادامه تحصیل ، تنبلی و غیره باشد. یکی دیگر از دلایل که باعث ترک تحصیل نوجوانان شده تغییر سبک زندگی و البته متناسب با آن تغییر نکردن نظام های آموزشی است. تکنولوژی و گوشی های همراه به شکل بسیار شدیدی زندگی نوجوانان را تحت تغییر داده اند و شرایط زندگی آن ها را بسیار متفاوت کرده اند و می توانند یکی از عوامل مهم حواس پرتی و عدم علاقه نوجوانان به تحصیل و درس خواندن باشد. همین تغییر شرایط باعث شده که آمار ترک تحصیل در نوجوانان در کشورهای همچون ایران که نظام آموزشی متناسب با شرایط تغییر نکرده افزایش یابد.

یکی دیگر از دلایل ترک تحصیل نوجوانان محیط های آموزشی و برخورد معلمان با دانش آموزان است. در شرایطی که در محیط های آموزشی معلمان نتوانند آموزش های صحیح را به نوجوانان بدهند و با برخوردهای درست محیط را برای آن ها امن کنند این محیط ها خود می توانند یکی از دلایل فرار نوجوانان و کودکان از مدرسه باشد. پدر و مادر و محیط خانواده یکی دیگر از دلایل کاهش علاقه نوجوانان به تحصیل می باشد. به صورتی که اگر نوجوان در خانواده و در خانه از سمت پدر و مادر حمایت نشده و دقدقه هایی داشته باشد که برای او دقدقه هایی بزرگ تلقی شود باعث عدم تمرکز کودک و نوجوان در مدرسه شده و به همین علت باعث دور شدن از روند تحصیل و روند آموزش و افت تحصیلی برای او خواهد بود. خود پدیده افت تحصیلی و کاهش رغبت دانش آموزان به تحصیل پدیده ای چند عاملی است که از عوامل آن می توان به موارد زیر اشاره کرد :

بحران های دوران نوجوانی

هویت یابی نوجوان

اضطراب های ناشی از محیط و خانواده

افسردگی و حتی بیماری هایی مثل اوتیسم

نقش سلامت روان در عملکرد تحصیلی نوجوانان :

سلامت روان و عملکرد تحصیلی نوجوانان رابطه بسیار تنگاتنگ با هم دارند. سلامت روان خود مقوله بسیار پیچیده و تخصصی است که باید همیشه خانواده ها ، کودکان و نوجوانان خود را از این لحاظ بررسی کرده و مراقب آن ها باشند و در صورت لزوم به مرکز مشاوره و روانشناسان متخصص مراجعه کنند. در این مسیر روانشناسان متخصص نوجوانان می توانند بسیار به خانواده ها کمک کنند چرا که آن ها با بحران های ویژه این دوره آشنا بوده و می توانند نوجوان را با مشاوره های خود به مسیر درست هدایت کرده و والدین را که اکثرا نسبت به روش های صحیح تربیتی و برخورد با نوجوانان ناآگاه هستند ، آگاه کنند. در شرایط و مواردی که خانواده ها و حتی خود نوجوان با بحران هایی روبرو می شوند که باید حتما آن ها را حل کنند و مشکل خود را برطرف کنند درصورت عدم توانایی مراجعه حضوری به مرکز روانشناسی می توانند از خدمات مشاوره تلفنی و یا همچنین از خدمات جدید همچون مشاوره آنلاین استفاده کنند که می توانند بسیار مفید بوده و شرایط زندگی را راحت تر کرده و میزان افت تحصیلی و عدم اشتیاق نوجوانان به تحصیل را کاهش دهند.

دسته ها :
چهارشنبه سوم 8 1396

تست هوش کودکان

 

داشتن کودک باهوش یکی از آرزوهای والدین است که برای این کار حاضرند هزینه های زیادی برای فرزند خود متحمل شوند و خدمات آموزشی خاصی را برای او درنظر بگیرند. اما همین موضوع هوش کودکان مقوله ای بسیار پیچیده ای است که باید توسط متخصصان همین زمینه اندازه گیری شود و برای این کار آزمون ها و روش های مختلفی وجود دارد. تست هوش و یا سنجش ضریب هوشی کودکان در مراکز مختلف و با امکانات متفاوت از جمله آزمون های کتبی و یا آزمون های کامپیوتری انجام می شود که این آزمون ها به والدین کمک می کند تا از بهره هوشی فرزند خود آگاه شوند و تشخیص دهند و متناسب با آن خدمات و امکانات آموزشی خاصی را برای کودک خود فراهم کنند و یا در صورت پایین بودن بهره هوشی کودک با اقدامات و آموزش های خاص و یا درمان های ویژه ضریب هوشی و دیگر توانایی های مغزی او را افزایش دهند. از جمله آزمون های هوش می توان به تست دیوید وکسلر اشاره کرد که یکی از پرطرف دارترین آزمون ها برای سنجش بهره هوشی کودکان می باشد که می توان ضریب هوشی آن ها را با توجه به رده سنی آن ها تشخیص داد.

البته خود هوش مقوله پیچیده ای است که تعریف های بسیار متعددی برای آن وجود دارد و می توان المان های مختلفی برای سنجش هوش در نظر گرفت. شاید شما انواع هوش را شنیده باشید، مثلاً هوش هیجانی ، هوش ریاضی ، هوش نقاشی و ... به این دلیل انواع هوش وجود دارد که تعریف یکسان و جامعی برای هوش وجود ندارد ولی معیارهای سنجش می تواند شناخت تقریبی از بهره هوشی کودک به ما بدهد. چیز دیگری که از ضریب هوشی کودکان می توان متوجه شد ، سن عقلی کودک می باشد با این تعریف که هر چه بهره هوشی کودک بالا باشد سن عقلی او نیز بالاتر است.

در آزمون های سنجش هوش و سنجش IQ  کودکان انواع مختلف آزمون وجود دارد مانند آزمون های ریاضی و عددی ، آزمون های نوشتاری ، آزمون های تصویری ، آزمون حافظه و ... که این ها با توجه به ردۀ سنی کودکان می تواند متفاوت باشد. بعد از سنجش هوش کودکان با آزمون های موجود ، هر آزمون طبقه بندی خاصی از میزان هوش کودک را ارائه می دهد. بطور مثال می توان به طبقه بندی آزمون دیوید وکسلر اشاره کرد که کودکان را از کودک کانا تا کودک نابغه طبقه بندی می کند. البته باید خاطر نشان کرد که ضریب هوشی بسیار بالا و بالاتر از مقدار آزمون وکسلر یعنی بالاتر از عدد 150 را می توان در طبقه بندی کودکان استثنایی قرار داد.

بسیار لازم است که والدین برای سنجش هوش کودکان خود و برای آگاهی از مقدار توانایی های مغزی آن ها به مراکز روانشناسی کودک و یا مشاوران متخصص کودک مراجعه کرده ولی در صورت عدم امکان از آزمون های آنلاین سنجش هوش و یا آزمون های تلفنی سنجش هوش استفاده کنند.

دسته ها :
سه شنبه دوم 8 1396

روانشناسی کودکان بی سرپرست

 

کودکی و نوجوانی دوران حساس از زندگی فرد است که فرد باید در آن دوران به شناخت و کشف استعداد های خود برسد تا بتواند برای آینده خود تصمیم خوبی بگیرد. در این دوران نیاز به پشتیبان و سرپرست یک نیاز اساسی است که خانواده مهم ترین و بهترین گزینه است. کودکان و نوجوانانی که به دلایل مختلفی نظیر آسیب های اجتماعی و خانوادگی مانند اعتیاد ، طلاق ، فوت ، بیماری والدین و ... از زندگی در کنار خانواده محروم می شوند و با شرایط بی سرپرست و بد سرپرست وارد جامعه می شوند نیازمند مراقبت و ارایه خدمات روانشناسی خاصی هستند. مراقبتی که آسیب های روحی و خلاء های هیجانی و عاطفی این کودکان (نوجوانان) را پوشش دهد و کمک به رشد همه جانبه و پرورش استعداد های نهفته شان کند.

تکلیف عمده نوجوان کسب هویت و استقلال است. یعنی یافتن پاسخی به این دو سوال: "من که هستم؟" و "چه می‌کنم؟" این دوره را باید دوره نقش‌آزمایی دانست، دوره‌ای که فرد ممکن است برای تغییر شخصیت خود، رفتارها، عقاید و علایق مختلفی را مورد آزمایش قرار دهد و دست به هر کاری بزند.

کسب هویت یکی از مراحل مهم تحول روانی-اجتماعی در طول زندگی افراد است. تحول روانی اجتماعی در هر فرد طی 8 مرحله شکل می گیرد که از کودکی تا پیری ادامه دارد. در هر مرحله فرد با تعارضی روبرو می شود و فرد در صورت حل موفقیت آمیز  تعارض، مرحله بعدی را نیز بهتر آغاز می کند. در هر مرحله فرد با نیرو های درون روانی و اجتماعی در ارتباط است و این هر دو بر رشد و تحول فرد موثر هستند.

رشد اخلاقی،‌ تمرین، محیط  و تعادل جویی از عوامل موثر بر تحول روانی-اجتماعی هستند.

یکی از عوامل محیطی که نقش اولیه در شخصیت افراد دارد، خانواده است. از وقتی که کودک به رشد یافتگی اجتماعی می رسد، خانواده و مدرسه نقش کلیدی بازی می­کنند.

بد سرپرستی و بی سرپرستی:

از آسیب ­های مهم خانواده، بدسرپرستی با بی ­سرپرستی است.

بی سرپرست به آن دسته از افرادی اطلاق می شود که بنا به دلایلی پدر و مادر خود را از دست داده اند یا اینکه والدین، آنها را رها کرده اند؛ و بد سرپرست به افرادی اطلاق می شود که به علل گوناگون از حمایت، مراقبت و نگهداری موثر توسط خانواده محروم بوده و مورد غفلت خانواده (جسمی یا روانی و هردو) قرار می گیرند.

این کودکان با مشکلات فراوانی روبرو هستند. مشکلات این کودکان نداشتن احساس امنیت و برطرف نشدن نیازهای آنهاست. کودکانی که در مراکز شبانه روزی هستند به دلیل جابه جایی های مکرر از خانه به خانه دیگر و از خانه به شبانه روزی و از شبانه روزی به خانه تغییر سیاست های مرکز نگهداری، تغییر کارمندان امکانات رفاهی و تفریحی احساس بی ثباتی می کنند. کمبود اعتماد به نفس و عدم بیان مشکلات با فرد مناسب و عدم مورد علاقه بودن از دیگر کمبودها و مشکلات روحی رفتاری این کودکان می باشد وجود خشونت رفتاری و بدنی در بین آنها کمبود امکانات و سلیقه های متفاوت آنها احساس محرومیت از خانه و خانواده باعث بروز خشونت در بین آنها شده است. 

نحوه رفتار با کودکان بی سرپرست :

با این کودکان نباید طوری رفتار کرد که احساس دلسوزی ، ترحم و تبعیض شما را متوجه شوند. باید طوری رفتار کرد که کودک متوجه خلاء والدینش نشود. مثلاً توجه و مهربانی بیش از اندازه ، خریدن اسباب بازی های متنوع ، ابراز علاقه و محبت بیش از حد ، فرق گذاشتن بین او و سایر کودکان و .. بیش از آنکه کودک را خوشحال کند می تواند لطمات بدی بر روحیه او بگذارد.

 والدین می توانند از مشاوران متخصص روانشناس کودک برای بهینه کردن روش های تربیتی کودک از طریق مشاوره حضوری و مشاوره غیر حضوری مانند مشاوره تلفنی استفاده کنند .

X