دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 30690
تعداد نوشته ها : 114
تعداد نظرات : 2
Rss
طراح قالب
حمید رضا علیخانی

والدین در خانه و معلّمان در مدارس، عادت دارند برای دانش آموزی ارزش فوق العاده قایل شوند که در درس های زبان، ریاضی و یا علوم تجربی استعداد خوبی از خود نشان بدهد و اگر این دانش آموز در امتحان نهائی نمره ی خوبی از این درس ها بگیرد، او را جزو دانش آموزان فوق العاده و نابغه به حساب می آورند. و به سایر استعدادهای او اهمیّت نمی دهند. این نگرش باعث می شود تا والدین و معلّمان فقط به دانش آموزانی توجّه نشان دهندکه در دروس فوق استعداد درخشانی دارند و بقیّه ی دانش آموزان علی رغم دارا بودن استعداد در دیگر رشته ها، از دایره توجّه مربّیان خارج می شوند. ایننگاه کوته بینانه باعث عصیان بسیاری از دانش آموزان می شود، چون آن ها نه در نظام تربیتی خانه و نه در نظام آموزشی مدرسه، جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده اند و به استعدادهایشان بهایی داده نشده است.

ما از فرزندانمان توقّع داریم تا چشم بسته تابع دیدگاه ما باشند و بدون در نظر گرفتن استعدادها و امکاناتی که دارند از آن ها انتظار داریم برای پیشرفت و ترقّی خود در مسیری حرکت کنند که ما برای آن ها ترسیم می کنیم، در حالی که آن ها در درون خود به دنبال چیز دیگری هستند، اما نمی توانند آن را بیان کنند، چون سیستم آموزشی و اجتماعی به آن توجه نمی کند. به همین خاطر هم والدین و هم معلمان در رابطه با دانش آموزان با مشکلات زیادی مواجه می شوند. ما با خطر انحطاط سیستم آموزشی مواجه هستیم زیرا در مسیر استعدادهای طبیعی فرزندانمان قدم برنمی داریم. معیار برتری از دیدگاه ما، محدود و مربوط به گذشته است، به همین خاطر هر پدر و مادری آرزو می کند که فرزندش، پزشک یا مهندس شود و سایر حرفه ها و گرایش ها از اهمیّت ساقط میشوند. حکمت خداوند بر این قرار گرفت که انسان ها متفاوت آفریده شوند و برای هر انسانی استعدادهای متنوعی بیافریند و همین امر باعث حرکت، رشد و توسعه و تکامل زندگی انسان ها می شود.

در این جا مفهوم استعدادهای گوناگون مطرح می شود تا نسبت به رفتار خود و فرزندان مان با دیدی جامع وهمه جانبه بازنگری کنیم و نقاط قوّت و ضعف خود را آشکارا ببینیم. این مفهوم جدید باعث می شود تا طرز تفکّرمردم و حتّی تحقیقات متعارف، روند صحیحی به خود بگیرد، چرا که اکثر پژوهش های علمی در زمینه استعدادها، محدود به استعدادها و هوشمندی های خاصّی است وبسیاری از استعدادها به دست فراموشی سپرده شده است. مفهوماستعدادهای گوناگون به ما می فهماند که خداوند هیچ انسانی را از هیچ استعدادی محروم نساخته است. در درون هر کدام از ما گنجی نهفته است که اگر بتوانیم آن را کشف کرده و از آن استفاده کنیم، در سازندگی جامعه اثرگذار خواهیم بود.

 

انواع استعدادها و ویژگی های آن

1- استعداد و هوشمندی زبانی: این اشخاص استعداد خاصی در مطالعه کردن و استفاده هوشمندانه از کلمات جهت ابراز احساسات خود دارند، به همین دلیل در معاشرت با دیگران خوش مشرب و موقعیّت شناس هستند. حتّی در شوخی کردن با دیگران موقعیّت زمانی و مکانی را در نظر می گیرند.این اشخاص می توانند نویسنده، شاعر، سخنور و یا روزنامه نگار شوند.

2- استعداد ریاضی: این گونه اشخاص استعداد خاصّی در بازی با اعداد و رموز و حلّ مسایل ریاضی و درک رابطه موجود بین اعداد و مجهولات دارند. قدرت خاصی در رسم منحنی و نمودارها و همچنین استدلال و حل معادلات چند مجهولی دارند و در نهایت می توانند ریاضی دان و یا فیزیک دان و یا کارشناس مسایل اقتصادی باشند.

3- استعداد تخیل: قدرت و استعداد این اشخاص در تخیل، نقاشی، طراحی، استفاده از رنگ ها، سایه ها، بافندگی، تقلید،عکس برداری، انتخاب صحیح اشکال و حجم آن ها است. این هوشمندی را در نقّاشان و مجسمه سازان و به طور کلّی هنرمندان و مهندسان طراح می توان یافت.

4- استعداد اجتماعی شدن: استعداد این اشخاص در درک نیازها و انگیزه های دیگران است. این افراد در فعّالیّت های گروهی و رهبری این فعّالیّت ها تخصّص دارند. نظریّات خود را خیلی راحت به دیگران ارایه می دهند و خود نیز از نظرات و پیشنهادهای آن ها استقبال می کنند و به عبارتی با مردم زود می جوشند. رهبران و مصلحان و کسانی که علاقه به فعّالیّت های اجتماعی و سیاسی و گروهی دارند چنین استعدادی دارند. 

5- استعداد تفکر عمیق (درون گرایی): این قبیل اشخاص سعی می کنند استعدادها و احساسات درونی خود را کشف کنند. همچنیناین قدرت را دارند تا درباره ی چند موضوع، در یک زمان دقیق و عمیق تمرکز کنند. همیشه در حال بررسی اندیشه و احساسات و طرح های دیگران هستند و استعداد خیال پردازی فوق العاده دارند، این نوع هوشمندی را می توان نزد فلاسفه و اندیشمندان و برنامه ریزان و روان شناسان یافت.

6- استعداد بدنی- حرکتی: این اشخاص، استعداد خاصی در استفاده از اندام های خود دارند (حرکت چشم ها، عضلات صورت،دست ها و سایر اندام های بدن) این افراد می توانند نقش های مختلف بازیگری را ایفا کنند و بعضی ها استعداد خاصی در پانتومیم دارند. این نوع هوشمندی را می توان در میان ستاره های معروف ورزشی یافت مانند: بازیکنان فوتبال، ژیمناستیک و ...

7- استعداد موسیقی و صدا: این اشخاص قدرت تشخیص بسیار دقیق صداها و همچنین استعداد آهنگ سازی دارند.

8- استعداد پیش بینی (حس ششم): بعضی افراد استعداد خاصی در پیش بینی و پیش گویی دارند، البته نمی توان تفسیر منطقی برای آن پیدا کرد، ظاهراً بصیرت و پاکی خاصی دارند و آن ها را قادر به پیش بینی حوادث به شکلی واضح تر و روشن تر از بقیّه ی مردم می نماید. شخصی که چنین استعدادی دارد خودش نمی داند چگونه این کار را می کند. گاهی اوقات این اشخاص افکار دیگران را می خوانند. این استعداد بسیار نادر است.

9- استعداد وجدانی:مفهوم جدیدی از هوشمندی است که دانیل ژولمان آن را شرح داده است.این کشف، انعکاس وسیعی پیدا کرد و معلوم شد که موفّقیّت بسیاری از بزرگان تاریخ در این استعداد نهفته است. چنین شخصی نسبت به توانایی خود آگاه است و آن را در عمل نشان میدهد.این شخص معمولاً سرزنده و پرهیجان است و اندیشه های مثبت و انگیزه قویبرای کار و تولید و موفّقیّت دارد، علاوه بر آن استعداد درک، همکاری، همدردی و همنوایی با دیگران را دارد. از مهارت های اجتماعی فوق العاده ای بهره مند است. به گونه ای که فرصت های موفّقیّت و پیشرفت برای او همیشه مهیّا است. این اشخاص به خاطر نوع رفتار و معاشرتی که دارند از محبوبیّت خاصی در میان مردم برخوردارند. یکی دیگر از صفات این افراد تحمّل مشکلات و سختی ها است که هیچ گاه آن ها را مایوس نمی کند، و برای رسیدن به اهداف خودهمیشه امیدوار هستند.

10- استعداد عملی(مکانیکی یا دستی): استعداد این شخص کار کردن با ابزار آلات است. این استعداد را می توان از دوران بچگی کشف کرد. بعضی از کودکان کم حرفند، ولی می بینیم که مشغول باز وبسته کردن وسایل برقی مانند رادیو و یا تلویزیون و ... هستند. حتّی در بازی با اسباب بازی اوّلین کاری که می کنند جدا کردن تمام قطعات آن و بستن دوباره آن هاست. این گونه افراد معمولاً بیشتر با وسایل و ابزارآلات معاشرتمی کنند تا با مردم.

11- استعداد معنوی: حتماً در زندگی با افرادی برخورد کردید که در صورت آن ها نوعی پاکی و معنویتی خاص مشاهده می شود. هنگام نگاه کردن به آن ها احساس آرامش می کنید چون هنگام نزدیک شدن بهآن ها احساس می کنید دنیا در آرامش است و با آن ها به سوی دنیای پاکی و صلح در حال پروازید. ماهیچ گاه معاشرت با چنین افرادی را فراموش نخواهیم کرد چون برخورد آن ها حالتی از اطمینان و آرامش در روحمان بر جای می گذارد.این نوع استعداد معمولاً در میان رهبران دینی و روحانی دیده می شود که تاثیر فراوانی روی پیروان خود دارند نه به خاطر سخنان منطقی و مستدل آن ها بلکه به دلیل معنویت، آرامش و صداقت در کلام و عشق و مهربانی و سعه صدر آن هاست.

چهارشنبه بیست و هفتم 2 1396

تربیت کودک بدون صرف وقت ممکن نیست. تحقیقات نشان داده است کودکانی که در کنار خانواده وعده های غذایی را میل می کنند کمتر مبتلا به افسردگی، بدرفتاری و رفتارهای نامناسب جنسی خواهند شد. این کودکان توان مغزی بالاتری دارند و درانجام تکالیف مدرسه موفق ترند. مراقبت کردن از کودک به اندازه صرف وقت برای تربیت او اهمیت دارد. برای مراقبت بهتر از کودکان مجبوریم محدودیت هایی را در نظر بگیریم. بیشتر والدین گمان می کنند گفتن کلمه ی «نه» برای ایجاد محدودیت به رابطه ی نزدیک آنها با کودکان صدمه می زند. در حالی که تنها با ایجاد محدودیت هاست که می توان به رشد شخصیت کودک کمک کرد و او را از بسیاری خطرها حفظ نمود.


اهمیت محدودیت ها

گاهیما به عنوان افرادی بالغ سعی می کنیم در شرایط خطر قرار نگیریم زیرا مطمئننیستیم که در آن شرایط بتوانیم از خودمان دفاع کنیم. پس چطور می توانیم کودکان را به صحنه های خطر بفرستیم با این توجیه که نشان دهیم به آنها اعتماد داریم. با کودکان صادق باشید. وقتی برای وارد شدن به محیطی پرخطر بهشما می گویند: «آیا به من اعتماد نداری؟» صادقانه بگویید: « من حتی زمانی که خودم هم سن تو بودم به خودم اعتماد نداشتم که بتوانم در چنین محیط پرخطری قدم بگذارم. ورود به بعضی از مکانها که در سنین بالا مشکلی ایجاد نمی کند در سنین پایین می تواند خطرناک باشد. وظیفه من به عنوان والد تو این است که تو را از موقعیت های خطرناک حفظ کنم.» این جواب، کودک را عصبانیمی کند ولی پیام مهم تر دارد: « شما به اندازه ی کافی از او مراقبت می کنید و تلاش می کنید در خط مستقیم حرکت کند. برای شما راحت تر خواهد بود کهآنها را به حال خود رها کنید ولی این سختی را به جان می خرید تا از آنها محافظت کنید.»


کودکان با علم به این مسائل ، شما را امتحان می کنند.

تصوراین که ایجاد محدودیت باعث می شود کودکان ما را دوست نداشته باشند در ما نسبت به ایجاد محدودیت ها ایجاد شک می کند. شاید علت این شک در گذشته ی زندگی ما باشد. همه ی ما در درون خود حامل والدینی خوب یا بد هستیم. والدیندرونی بر احساسات ما تاثیر می گذارند. آنها قدرت فوق العاده ای دارند. اگردر دوران کودکی مادری داشتید که صبح زود برمی خاست و برای شما صبحانه ای گرم آماده می کرد در این زمان ترغیب می شوید آنگونه عمل کنید. والدین درونیما باعث می شوند نسبت به کودکان بخشنده باشیم، سخت گیری نکنیم یا برعکس جدی باشیم و خشن برخورد کنیم. آنها ما را نسبت به محدودیت های منطقی نابینامی کنند. اگر پدر و مادرتان در کودکی به شما محبت نکرده اند ممکن است واکنش شما معکوس باشد و نسبت به فرزندان خود بیش از حد محبت نشان دهید. خیلی مهم است که بدانیم در هر زمان به عنوان والدین پنهانی خود با فرزندانمان گفتگو می کنیم یا به عنوان والدی که خود انتخاب کرده ایم. چه وقت مشغول ترمیم محرومیت های دوران کودکی خودمان هستیم و چه وقت با بخش بالغ شخصیتمان با آنها گفتگو می کنیم. خوشبختانه والدین پنهان را می توان تغییر داد و اثرات آنها را کم کرد. فقط کافی است آنها را بشناسیم و تحت کنترل درآوریم.


شناخت والدین پنهانی

زمانیرا صرف شناخت والدین درونی خود کنید. سپس یک والد بهتر باشید. خاطرات خوب گذشته را به یاد آورید. خاطراتی که احساس خوبی را برای شما بوجود آورد. اگرتمام وقت والدین بدی را به خاطر می آورید نگران نشوید. این طور تصور کنید که آنها در مرحله ای از زندگی شما بوده اند تا شما امروز بتوانید والد بهتری باشید. حال که ایجاد محدودیت را پذیرفته اید سعی کنید قوانینی را در خانه بنا کنید. در اجرای آنها مداومت داشته باشید. قوانین وقتی تاثیرگذارندکه نتیجه ی عدم اجرای آنها از ابتدا مشخص باشد. برای عدم اجرای قوانین باید تنبیه هایی را در نظر بگیرید. شاید یک نوع تنبیه برای تمام سنین مناسبنباشد. مثلاً اگر به نوجوانی بگویید به عنوان تنبیه از اتاقش خارج نشود، او حتی از بودن در اتاق لذت می برد. این تنبیه فقط مخصوص کودکان زیر 7 سال است. گاهی لازم است کاری را که بطور معمول وظیفه ی کودک نبوده به او بسپارید. مثلاً جارو کردن اتاق یا شستن ظرف می تواند نوعی تنبیه باشد. از ایجاد محدودیت های شدید بپرهیزید. وقتی کودک را از تلویزیون، کامپیوتر، تلفن، ضبط و سایر وسایل تفریحی محروم کنید، دیگر حربه ای در دست نخواهید داشت.


در هر مرحله فقط یک رفتار را تغییر دهید

برای تغییر رفتار کودکان نیازمند طرح برنامه هستید. این برنامه دو بخش دارد:

- چگونگی صحبت با کودک

- مشخص کردن اهداف تغیر رفتار

برایتغییر رفتار در کودکان لازم است به گونه ای با آنها صحبت کنید که احساس شرمندگی نکنند. اگر کودک تصور کند شما به همکاری او نیاز دارید بهتر همراهیخواهد کرد تا وقتی که به او دستور بدهید. «لازم است با تو صحبت کنم. 5 دقیقه وقت داری؟ من مدتهاست که به شلوغی خانه فکر می کنم. به کمک شما نیاز دارم. از تو می خواهم مسئولیت هایی را به عهده بگیری: لباس های کثیف را در سبد لباس ها بریز، قفسه های کتاب اتاقت را مرتب کن و ... می دانم که از عهده این کارها خوب برمی آیی.»  تصمیمی بگیرید که قابل اجرا باشد و بتوانیددرانجام آن مداومت داشته باشید. اگر به کودک بگویید به ازای هر لباس کثیفیکه روی زمین افتاد، یک هفته پول توجیبی او را قطع خواهید کرد، این تصمیم درستی نیست زیرا با اولین لباسی که روی زمین باشد خسارت زیادی به او وارد کرده اید. برای عادت کردن به مقررات به کودک فرصت دهید.

يکشنبه بیست و چهارم 2 1396
X